راز سخن

شمارهٔ ۲۸۱

ای ز آتش غم نهفته چاک دل من

ای ز آتش غم نهفته چاک دل من
بر باد فنا فشانده خاک دل من
بنمای تو چهره تا دهد دختر رز
خون دل خود خراج تاک دل من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.