راز سخن

شمارهٔ ۱۸۴

در ساغر دل خون ز شراب اولیتر

در ساغر دل خون ز شراب اولیتر
در سینه سنان بجای خواب اولیتر
ویرانه تن نه جای آبادانی ست
این دیر بلا همان خراب اولیتر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.