راز سخن

شمارهٔ ۱۴۴

در باغ ز عشق تو چمن می سوزد

در باغ ز عشق تو چمن می سوزد
هجر تو روانم به بدن می سوزد
یاد تو چو باده ای که دیرینه بود
مغز خرد اندر سر من می سوزد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.