غزل شمارهٔ ۳۲۲۲
اخرج عنالمکان، یا صارمالزمان
اخرج عنالمکان، یا صارمالزمان
واسبح سباح حوت فی قلزمالمعانی
لا تبغ اتصالا نعت جسم
انی اری دنوا انی منالتدانی
العبد لیس یرضی فی رقه شریکا
فلرب کیف یرضی فی ملکه بثانی
هل عاشق تصدیم عشوقتین جمعا
اعشق فان فیه تخلیص کل غانی
العشق نور روحی صبح الهوی صبوحی
امنیة و فیه مجموعة الامانی
ماالعشق یا معنا یشرک انا و انا
تقنی عنالمدارک فی خالقالحسان
هذاالصدود خانی و النار فی جنانی
یزداد کل یوم عشقی بلا توانی
قلبی علیک یحرص یا رب لا تخلص
یارب زد وقودا سبحان من یرانی
سبحان من یرانی سبحان من رعانی
سبحان من دعانی من غیر امتحان
اسکت فلون خدی اوج دمعتی تودی
عشقا به تعالی عن صفوةالمعانی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.