غزل شمارهٔ ۲۸۸۵
هله آن به که خوری این می و از دست روی
هله آن به که خوری این می و از دست روی
تا به هر جا که روی خوشدل و سرمست روی
چرخ گردان به تو گردد که تو آب اویی
ماه چرخی چه زیان دارد اگر پست روی
ماهیی لیک چنان مست توست آن دریا
همه دریا ز پی آید چو تو در شست روی
صدقات همه شاهان که سوی نیست رود
رو سوی هست نهد چون تو سوی هست روی
سابق تیزروانی تو در این راه دراز
وز ره رفق تو با این دو سه پابست روی
کسب عیش ابد آموز ز شمس تبریز
تا در آن مجلس عیشی که جنان است روی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.