راز سخن

غزل شمارهٔ ۴۳۰

گم شدن در گم شدن دین منست

گم شدن در گم شدن دین منست
نیستی در هست آیین منست
تا پیاده می‌روم در کوی دوست
سبز خنگ چرخ در زین منست
چون به یک دم صد جهان واپس کنم
بنگرم گام نخستین منست
من چرا گرد جهان گردم چو دوست
در میان جان شیرین منست
شمس تبریزی که فخر اولیاست
سین دندان‌هاش یاسین منست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.