راز سخن

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۱

گاه از غم او دست ز جان می‌شوئی

گاه از غم او دست ز جان می‌شوئی
گه قصهٔ آ، به درد دل می‌گوئی
سرگشته چرا گرد جهان می‌پوئی
کو از تو برون نیست کرا می‌جویی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.