راز سخن

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱

چشم مستت ز عادت خماری

چشم مستت ز عادت خماری
افغان که نهاد رسم تنها خواری
چون می مددیست این بخیلیت چراست
می می نخوری و شیره می‌افشاری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.