راز سخن

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۰

بی‌نام و نشان چون دل و جانم کردی

بی‌نام و نشان چون دل و جانم کردی
بی‌کیف طرب دست زنانم کردی
گفتم به کجا روم که جان را جانیست
بی‌جا و روان همچو روانم کردی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.