راز سخن

رباعی شمارهٔ ۹۲۹

آن تاب که من دانم و تو ای دل سوز

آن تاب که من دانم و تو ای دل سوز
ای دوست شب و روز ز دل می‌افروز
نی نی که غلط گفتم ای عشق آموز
عشق تو و سودای تو آنگه شب و روز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.