راز سخن

رباعی شمارهٔ ۶۶۲

در خدمتت ای جان چو بدن می‌افتد

در خدمتت ای جان چو بدن می‌افتد
زان سجده به بخت خویشتن می‌افتد
هر بار که اندر قدمت می‌افتم
جان در باطن به پای من می‌افتد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.