راز سخن

بخش ۷۳ - راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویه

از بن دندان بگفتش بهر آن

از بن دندان بگفتش بهر آن
کردمت بیدار می‌دان ای فلان
تا رسی اندر جماعت در نماز
از پی پیغامبر دولت‌فراز
گر نماز از وقت رفتی مر تو را
این جهان تاریک گشتی بی ضیا
از غبین و درد رفتی اشکها
از دو چشم تو مثال مشکها
ذوق دارد هر کسی در طاعتی
لاجرم نشکیبد از وی ساعتی
آن غبین و درد بودی صد نماز
کو نماز و کو فروغ آن نیاز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.