راز سخن

شمارهٔ ۱۷

پوستینی بخواستم از تو

پوستینی بخواستم از تو
تا زمستان به سر بریم در آن
حرمت ما بر تو بود چنانک
حرمت پوستین بر تابستان
بده ای خواجه پوستینم هین
بیشتر زانک پوستینت هان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.