راز سخن

تصنیفها

در دستگاه ماهور

۱‌

ز فروردین شد شکفته چمنگل نوشد زیب دشت و دمن

کجایی ای نازنین گل من

بهار آمد با گل و سنبلز بیداد گل نعره زد بلبل
دل بلبل نازک است ای گلدل او را از جفا مشکن
بهار از گل سایبان دارددریغا کز پی خزان دارد
خوش آن کس کاو یاری جوان دارد
بتی تازه با شراب کهن
دلم گشت از چرخ بوقلمونچو جام می ‌لب به لب پرخون

غم عشقت شد بر غمم افزون

شد از ستمتز دست غمت

غرق خون دل من

مجنون دل منمحزون دل من
پر ز خون دل من
۲
نگارا رحمی نما به چشم ترمکه‌ من از زلفت بتا شکسته‌ترم
اگر بردم جان از غم دورانز درد فراق تو جان نبرم
عزیز دلم بت چگلم آبروی چمنبهار مرا خزان منما نازنین گل من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.