ارمغان بهار
فقرۀ ۲
پسر من! کرفکاندیش بوی، نه گناهاندیش، چه مردم تا جاودان زمان زنده نی، چه چیز که آن مینوی (است)، بایستنیتر (پایندهتر)
که جان پدرکرفه اندیش باشبیآزار و به دین و خوش کیش باش
چو باید شدن زین جهان ای پسرنگر تا به مینو چه بایسته تر
نباشدکس اندر جهان دیرپایهمان مینوی کرده مانده بجای
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.