راز سخن

ارمغان بهار

فقرۀ ۱

این‌پیدا (‌است‌) که‌آذرپاد را فرزند تنی‌زاد نبود، و از آن پس آیستان «‌نیاز و دعا» به یزدان کرد، دیر برنیامد که اذرپاد را فرزندی ببود، هرآینه درست خیمی زرتشت سپینمان را زرتشت نام نهاد، وکفت که برخیز پسرم تا(‌ت‌) فرهنگ برآموزم‌.

شنیدم که دانا نبودش پسربنالید زی داور دادگر
به‌زودی یکی خوب فرزند یافتیکی خوب فرزند دلبند یافت
بفرمود «‌زرتشت‌» نامش پدرمگرخیم زرتشت گیرد پسر
چو هنگام فرهنگش آمد فرازبدین گونه فرهنگ او کرد ساز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.