راز سخن

شمارهٔ ۳۹ - تسلیم و رضا

چون از در تسلیم نشد یار، عزیز

چون از در تسلیم نشد یار، عزیز
در چنگ رضا گشت گرفتار، عزیز
خورد آن گل‌ تازه چوب و شد نفی به‌خوار
زین کار عزیز خوار شد خوار عزیز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.