راز سخن

شمارهٔ ۱۴۲ - ابر و شفق

کربم و باذل ابری برآمد از بر کوه

کربم و باذل ابری برآمد از بر کوه
بغارتیده همه بار خانهٔ عمان
صلای داد و جبین برگشاد و کرد نثار
به‌دشت گوهر سیراب و بر افق مرجان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.