راز سخن

شمارهٔ ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتون

حاجی قیطونی از زیتون بی‌ معنای تو

حاجی قیطونی از زیتون بی‌ معنای تو
معده‌ام فاسد شده همرنگ زیتون ریده‌ام
از پنیر شورت ای حاجی مزاحم گشته یبس
دور از ریش ‌سفیدت‌ همچو قیطون‌ ریده‌ام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.