راز سخن

شمارهٔ ۱۱۷ - بعد از هجرت قوام ا‌لسلطنه در

رفت از ایران قوام‌ سلطنه زانک

رفت از ایران قوام‌ سلطنه زانک
پهنه کوچک بدُ و نبرد بزرگ
روی ازین ره بتافت زيرا بود
راه باريک و ره‌نورد بزرگ
پاره شد نسخهٔ پزشک‌، آری
خسته‌ بود این‌ مریض و درد بزرگ
او نگنجید در عمل که بدند
فکرها خرد وکارکرد بزرگ
او خردمند بود و خلق عوام
مملکت‌ تنگ بود و مرد بزرگ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.