راز سخن

شمارهٔ ۱۰۲

غذای میر ندیدم ولی به گاه غذا

غذای میر ندیدم ولی به گاه غذا
بر اوگذشتم و دیدم که چاکران امیر
کمان گروهه به کف گرد سفره‌خانه او
کمین گشاده مگس ها همی زنند به تیر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.