راز سخن

شمارهٔ ۵۹

پیوند ببندند بتان لیک نپایند

پیوند ببندند بتان لیک نپایند
ور زان که بپایند بگویند و نیایند
وانگه چو بیایند نخندند و ز عشاق
خواهند که‌شان هیچ‌ نبوسند و نگایند
گویند نباتی را، مردم به دهان در
گیرند، ولی نه بمکند و نه بخایند
این یوسفکان گرچه عزیزند ولیکن
ای کاش که هیچ از شکم مام نزایند
ور زان که بزادند شوند آبله‌رویان
تا زشت شوند و دل مردم نربایند
ور زان که ربودند بمیرند که عشاق
بر جای‌ غزل‌ نوحه بر ایشان‌ بسرایند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.