بخش ۲۱۵ - در بیان اینکه اسماعیل گفت ستجدنی ان شاءالله من الصابرین
صبر از آثار جسم ظاهر است
صبر از آثار جسم ظاهر است
دیده های ظاهر آن را ناظر است
شکر و شوق و شادی و میل و نشاط
هست آنها را به باطن ارتباط
صبر کار دست و پایست و زبان
شکر شغل خاطر و جان جنان
صبر در آرام و اعضای تو است
گرچه باشد در دل از غم صد شکست
دل ولی منزلگه شوق و رضاست
از رضا جان را شکفتن اقتضاست
زین سبب گفت آن ذبیح باوفا
گر خدا خواهد تجدنی صابرا
لیک جای شوق و وجد اندر دل است
داند آنکو این دل آن را منزل است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.