راز سخن

شمارهٔ ۲۰۲

روزی مشتاق بر دماغ من و تو

روزی مشتاق بر دماغ من و تو
بوئی نخورد از گل باغ من و تو
اما هر شب ز آتش داغ من و تو
افروخته تا صبح چراغ من و تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.