راز سخن

شمارهٔ ۱۷۲

از جور سپهر واژگون می‌گریم

از جور سپهر واژگون می‌گریم
هردم ز دم دگر فزون می‌گریم
چون شیشه که گردد پر و خالی ز شراب
خون می‌خورم از حسرت و خون می‌گریم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.