راز سخن

شمارهٔ ۱۴۶

هستیست گلی کزوست ما را دل‌تنگ

هستیست گلی کزوست ما را دل‌تنگ
ما دامن او چو خار داریم به چنگ
باد ار بردش بهرچه افسوس خوریم
زین گل که نبود ازو نه آب و نه رنگ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.