راز سخن

شمارهٔ ۸۱

گوشت کجا به ناله‌ام ای‌دل فریب هست

گوشت کجا به ناله‌ام ای‌دل فریب هست
آن گلبنی که صد چو منت عندلیب هست
در وادیی که شوق بود راهبر چه باک
گر هر قدم هزار فراز و نشیب هست
دعوای ناتوانیت ای خسته کی سزاست
تا قوت کشیدن ناز طبیب هست
کوشش چه لازمست که از خوان وصل یار
خواهد رسید قسمت ما گر نصیب هست
نالم کی از جفای تو داغم از این که نیست
بهر منت وفا و برای رقیب هست
مشتاق را ز ناله مکن منع بر درت
هرجا گلیست زمزمه عندلیب هست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.