شمارهٔ ۱ - یک شنبه
یک شنبه است و دارد نسبت به آفتاب
یک شنبه است و دارد نسبت به آفتاب
بر روی آفتاب به من ده شراب ناب
ای آفتاب روی بده باده ای که آن
در روشنی حکایت گوید ز آفتاب
بر یاد خسروی که چو می یاد او خورم
آب حیات گردد در دست من شراب
سلطان ابوالملوک ملک ارسلان که هست
او را ز چرخ تاج ملوک جهان خطاب
ای آفتاب ملک جهان از تو نورمند
تا تابد آفتاب تو چون آفتاب تاب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.