راز سخن

شمارهٔ ۳۹۰

اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم

اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم
وگر پیش منی از لذت دیدار میمیرم
ز درد هجر زارم بر سر من زینهار امشب
گذاری کن که من زین درد بی‌زنهار می‌میرم
بسویم بین و یک حسرت برون کن از دلم جانا
که از نادیدنت با حسرت بسیار می‌میرم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.