راز سخن

شمارهٔ ۳۷۹

ای قدت همچو نیشکر نازک

ای قدت همچو نیشکر نازک
تنت از پای تا به سر نازک
همچو عضو تو سرو قد زیبا
همه جای تو سیم بر، نازک
از زمین ارم به آب حیات
ندهد چون قدت شجر نازک
بی خبر زد کرشمه‌ات رگ جان
بودش از بس که نیشتر نازک
هست از روی نازک اندامان
کف پای تو بیشتر نازک
بسته خوش طاقهای ابرویت
دست قدرت به یکدگر نازک
جان مجنون گداختی لیلی
گر بدی خویش آن قدر نازک
دارد آزار بس که افتاده
کوه سیمش گران کمر نازک
محتشم نیست در بنی آدم
خوی چون خوی آن پسر نازک

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.