راز سخن

شمارهٔ ۳۲

ای دیده نگویی که ترا با دل چیست

ای دیده نگویی که ترا با دل چیست
وی دل ز تو چند خواهد این دیده گریست
ای دیده تو عاقبت نمی اندیشی
وی دل تو به عاقبت نمی دانی زیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.