راز سخن

شمارهٔ ۴

اکنون که شد از دست من . . .

اکنون که شد از دست من . . .
وصل تو که جان من بدو یافت طرب
جان من و تیمار فراقت همه روز
دست من و دامان خیالت همه شب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.