راز سخن

شمارهٔ ۵۴۰

ترسم که شبی سحر دعائی بکنم

ترسم که شبی سحر دعائی بکنم
وز سوز به گریه های هائی بکنم
بیداد تو پیش دادگر بردارم
وز بی خبری ترا دعائی بکنم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.