راز سخن

شمارهٔ ۵۰۷

از آتش دل شدم شب افروز چو شمع

از آتش دل شدم شب افروز چو شمع
گشتم ز غم تو خویشتن سوز چو شمع
روزم نه قرارست و شبم نه خور و خواب
می میرم و می زیم شب و روز چو شمع

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.