راز سخن

شمارهٔ ۴۸۳

دل می گسلد ز عشق زنجیر هنوز

دل می گسلد ز عشق زنجیر هنوز
غم می شکند در جگرم تیر هنوز
من سیر شدم سرم نشد سیر ز عشق
من پیر شدم دلم نشد پیر هنوز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.