راز سخن

شمارهٔ ۴۷۹

شد جان عطا ز اوج گردون به فراز

شد جان عطا ز اوج گردون به فراز
نادیده عطا عطیت عمر دراز
او بد ز جهان عطا ولی دانستم
کاین سفله جهان عطای خود خواهد باز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.