راز سخن

شمارهٔ ۴۴۲

گر دون ز تو هیچ راز مستور ندید

گر دون ز تو هیچ راز مستور ندید
بی رای تو خور بر رخ مه نور ندید
بر لوح وجود تا قضا راند قلم
دیوان وزارت چو تو دستور ندید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.