راز سخن

شمارهٔ ۳۱۳

ترسم که به گریه دیده آبم ببرد

ترسم که به گریه دیده آبم ببرد
وین پرده راز عشق بر من بدرد
تا آب گذشت زیر که سهل گذشت
آوخ که کنون بر سر که می گذرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.