راز سخن

شمارهٔ ۲۶۸

ای باد که جان فدای پیغام تو باد

ای باد که جان فدای پیغام تو باد
آن لحظه که بگذری بر آن حور نژاد
گو بر سر ره دلشده ای را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین می داد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.