راز سخن

شمارهٔ ۲۳۰

تا درد تو شد با دل حیرانم جفت

تا درد تو شد با دل حیرانم جفت
بس در که دو چشم گوهرافشانم سفت
گفتی که چگونه ای چه پرسی از من
من بی تو چنانم که بنتوانم گفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.