راز سخن

شمارهٔ ۲۲۸

خاکی ز زمین که عطف دامانت برفت

خاکی ز زمین که عطف دامانت برفت
در دیده کشم به آشکار و به نهفت
این عذر که آمدی کجا خواهم خواست
وین لطف که کرده ای کجا دانم گفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.