راز سخن

شمارهٔ ۱۱۷

بی باغ رخ تو عمر من بی برگ است

بی باغ رخ تو عمر من بی برگ است
خون مژه ام پوشش و خاکم برگ است
بعد از تو دراین جهان که زندان من است
هر روز که زنده ام هزاران مرگ است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.