راز سخن

شمارهٔ ۱۹

گوشی که در حلقه او بود لفظ تو

گوشی که در حلقه او بود لفظ تو
مالیده سفاهت هر بدگهر شده است
چشمی که خاک درگه تو سرمه داشتی
راه ذهاب چشمه خون جگر شده است
بودی نیام تیغ فصاحت زبان من
واکنون ببین که ترکش تیر سحر شده است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.