راز سخن

شمارهٔ ۳۰۲

ای تندخو ز چیست که یارم نمی‌شوی

ای تندخو ز چیست که یارم نمی‌شوی
یک لحظه راحت دل زارم نمی‌شوی
هرگز ز دیده مست و خرابم نمی‌کنی
پیمانه‌وار رفع خمارم نمی‌شوی
یا رب چه وحشی‌ای تو که در صیدگاه عشق
گر چرغ می‌شوم تو شکارم نمی‌شوی
درمان دردمند و دوایم نمی‌دهی
شمعی و زینت شب تارم نمی‌شوی
گویی که پیش غیر بگرد سرم مگرد
تنها که هیچ جای دچارم نمی‌شوی
قصاب را بگوی که آن شوخ در چمن
می‌گفت آن گلم که تو خارم نمی‌شوی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.