راز سخن

شمارهٔ ۳۸۴

از درد نکرد دیده‌ام ضعف اظهار

از درد نکرد دیده‌ام ضعف اظهار
وز گریه نیفتاد به روز شب تار
شد بی تو یتیم مردم دیده من
بر چهره‌اش از گرد یتیمی‌ست غبار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.