شمارهٔ ۴۳۵
ای عندلیب وصل، همآواز کیستی
ای عندلیب وصل، همآواز کیستی
دمساز ما غم است، تو دمساز کیستی
نشنیده صوت مطرب غم، آنکه گویدم
آتشپرست شعله آواز کیستی
نگذاشت رشک، ورنه جمالت نمودمی
آن را که گفت شیفته ناز کیستی
قدسی ز حال خویشتن آگه نیابمت
بیخود چنین ز چشم فسونساز کیستی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.