راز سخن

شمارهٔ ۳۹۶

گر ز چنگ شحنه هجران امان می‌یافتم

گر ز چنگ شحنه هجران امان می‌یافتم
از وصال یار، عمر جاودان می‌یافتم
خویش را پروانه می‌سوزد ز گرمی‌های شمع
مهر می‌گشتم، اگر یک مهربان می‌یافتم
بهر هر کالای معنی، در کمین صد رهزن است
کاشکی صد گنج را یک پاسبان می‌یافتم
یاد باد آن ساده‌لوحی‌ها که در مجلس چو شمع
هرچه در دل می‌نهفتم بر زبان می‌یافتم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.