راز سخن

شمارهٔ ۲۰۴

شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه می‌سازد

شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه می‌سازد
محبت، شمع را پروانه پروانه می‌سازد
ز سنگ محتسب خالی نگردد حلقه مستان
ز خاک یک سبو، ایام صد پیمانه می‌سازد
به دیوار حرم چون تکیه کردم، چاک زد جامه
سر شوریده‌حالان، سنگ را دیوانه می‌سازد
تو هم در بی‌قراری‌ها مرنج از من چو می‌بینی
که با آن سرکشی‌ها شمع با پروانه می‌سازد
ز حرف آشنا بگریز در کوی بتان قدسی
که این آب و هوا با مردم بیگانه می‌سازد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.