شمارهٔ ۱۷۰
چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآورد
چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآورد
خون دل من عاقبت این رنگ برآورد
نه غنچه این باغم و نه لاله این دشت
عشق از چه سیهبختم و دلتنگ برآورد؟
در بزم تو امشب به دلم خوش اثری داشت
هر نغمه که مطرب ز رگ چنگ برآورد
ننشست موافق به کسی نقش مرادم
با هرکه در صلح زدم جنگ برآورد
هرگز نشد از لذت دیدار تسلی
حرص نگهت چشم مرا تنگ برآورد
آهم به وفا کرد ترا گرمتر از من
دود دلم آتش ز دل سنگ برآورد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.