شمارهٔ ۲۰
عقل کل، نفس کل، طبیعت کل
عقل کل، نفس کل، طبیعت کل
بعد از آن جوهر معانی دان
جسم کل، شکل عرش، کرسی و پس
نه فلک شد بامر حق گردان
فلک اطلسست اول او
آخرینش قمر ببین و عیان
پس از آن کره اثیر و هوا
بعد از آن آب و خاک را می دان
شد تمام آن گهی جماد و نبات
ظاهر آمد از آن سپس حیوان
گشت بارز، بحکم حب ازل
ملک و جن و عاقبت انسان
جامع جمله مراتب شد
اوست مقصود حق ز کون و مکان
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.